اولين حموم رفتن داداشيها با هم
سلام بر گل پسريهاي عزيزم اين روزها حسابي سرم باهاتون گرمه و به هيچ كاري نميرسم مخصوصا اينكه اميرحسين بلا رو بايد هر روز ببرم پارك و يه وقتايي هم كه حوصله ندارم از سر اجبار بايد برم ديگه .يه وفتايي اينقدر دست و پامو ميبندين كه كل روز روز نميتونم خونه رو مرتب كنم شب كه ميخوابين ديگه جوني برام نميمونه تميز كنم فكرش كن يه مهمون هم سر زده بياد چه افتضاحي ميشه حالا ناهار خوردن و بگم كه تازه ساعت 4 هميشه ناهارم حاضر ميشه و فكر كنيد چقدر داغونم بابايي هم تا مياد تهران بايد سري برگرده بندرعباس اينم شد زندگي بخدا هرچي هم بهش ميگم بزار ما هم بيايم اونجا زندگي كنيم اينجور نميشه قبول نميكنه خوووووولاصه اينكه واكسن 4 ماهگي ارميا رو زديم بيچاره بچه ام كباب شد جالب تر از اون اين بود كه بابايي بعد از اينكه واكسن رو زديم گفت سري بريم هايپر استار خريد كنيم كه ميخوام برم
ما هم از راه مركز بهداشت مستقيم رفتيم هايپر.و خريدمون از ساعت 12 تا پنج عصر طول كشيد ارميا هم اصلا نخوابيدي و همش تو بغل من بودي تو كريرت هم نميخوابيدي اميرحسين تا احساس ميكرد خوابت مياد و ميخواي بخواي توي يه عمليات كاملا غافلگيرانه خوابت رو ميپروند
و منم حرفي براي گفتن نداشتم .
ارميا هر از گاهي مياد تو آشپزخونه و اجازه ميده ماماني ظرفهاش رو بشوره البته اگه اميرحسين بزاره و البته اميرحسين گل هم يه وقتايي داداش ارميا رو آروم ميكنه
گاهي نق نق 


گاهي هم خسته
ارميا ميخواد پاي داداش اميرحسين رو بخوره
اينم از اولين حموم رفتن داداشيها
پي نوشت:يه سه روزي ميشه كه همسايه طبقه بالامون داره خونش رو تعميرات ميكنه و ارميا تو روز اصلا خواب درست و حسابي نداري و همينكه شروع ميكنن به سرو صدا بيدار ميشي نيم ساعت پيش داشتم اين پست رو براتون مينوشتم يهو سر وصدا شروع شد و ارميا هم از خواب ناز پريد و پست رو نيمه تموم رها كردم ارميا تو رو تو بغل گرفته بودم كه اين پست رو ارسال كنم متوجه شدم صدايي ازت نمياد يهو ديدم تو بغلم در حالت نشسته خوابت برده
بيچاره بچه ام .مادر شوهري هم كه خونش كوچه پشت ما ميشه هر چي اصرار ميكنه بياين اونجا نميرم يعني نميشه آخه ميخواد وسايل ببري دوباره بياري اميرحسين هم شيطون و اونجا همش ميخوام بگم اميرحسين نكن دست به وسايل عمه نزن اميرحسين هم عاشق اينكه ريخت و پاش كنه.پي نوشتم طولاني شددددددد بچه هاي گلم تا بعد


اولين حموم رفتن داداشيها با هم
